گمان نمی کنم این دست ها به هم برسند؛
دو دلشکسته ی در انزوا به هم برسند

ضریح و نذر رها کن، بعید می دانم
دو دستِ دور، به زورِ دعا به هم برسند

کدام دست رسیده به دست دلخواهش
که دست های پر از زخمِ ما به هم برسند

شکوه عشق به زیر سؤال خواهد رفت
وگرنه می شود آسان دوتا به هم برسند

فلک نجیب نشسته است و موذیانه به فکر
که پیش چشم من آن دو چرا به هم برسند

نشانی ده بالا به یادمان باشد
مگر دو دور، در آن دورها به هم برسند

نایت اسکین