تولدم مبارک...
+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 10:42 توسط سعید
|
در شهر پر شده است که احوال من سگی است
آری سگی است، حالِ من و قال من سگی است
دندان جمله های خودم را کشیده ام...
نام و نهاد و فاعل و افعال من سگی است!
هر شب مرا به ساعتِ سگ کوک می کنند،
هر صبحدم ستاره ی اقبال من سگی است!
تقویمِ روزگار ورق می خورد... ولی،
مال شما کبوتری و... مال من سگی است!
سم و سکوت و سُرب و سِل و سنگ و سنگ و سنگ...
هر هفت سینِ سفره ی هر سالِ من سگی است!
پنجه به سمت مخمل مهتاب می کِشم...
خوی پلنگ دارم و چنگالِ من سگی است!
من پاسبانِ گله ی شهرم، شبان من؛
بیم از گزند گرگ نکن، حال من سگی است!
دارند مرد و زن به سرم سنگ می زنند
برخورد شهر با من و امثال من سگی است...!


